شمس الدين حافظ
457
سفينه حافظ ( فارسى )
كدورت از دل حافظ ببرد صيقل عشق * صفاى همت پاكان و پاك دينان بين « 1 » [ زهى لعلت روان را جان شيرين ] 32 * شماره مسلسل 576 زهى لعلت روان را جان شيرين * لبت اهل جهان را جان شيرين جمالت حوريان را باغ جنت * وصالت انسيان « 2 » را جان شيرين بگيسو دلبران را دام سودا * بمرجان خسروان را جان شيرين لبت نوشين لبان را نوشدارو * دهان فرماندهان را جان شيرين تو آن ماهى كه ياقوت لبت هست * شه سلطاننشان را جان شيرين غياث دين و دنيا آنكه او هست * تن هر ناتوان را جان شيرين بجز مدحش هر آنچ او جانفزايد * نگويد حافظ آن را جان شيرين [ 404 ميفكن بر صف رندان نظرى بهتر ازين ] 33 شماره مسلسل 577 ميفكن بر صف رندان نظرى بهتر ازين * بر در ميكده مىكن گذرى بهتر ازين در حق من لبت اين لطف كه مىفرمايد * گرچه خوبست و ليكن قدرى بهتر ازين آنكه فكرش گره از كار جهان بگشايد * گو درين نكته « 3 » بفرما نظرى بهتر ازين دل بدين « 4 » رود گرامى چكنم گر ندهم * ما در دهر نزايد پسرى بهتر ازين ناصحم گفت كه جز غم چه هنر دارد عشق * گفتم اى خواجه « 5 » عاقل هنرى بهتر ازين ؟ من كه گويم كه قدح گير و لب ساقى بوس « 6 » * بشنو اى جان كه نگويد دگرى بهتر ازين
--> ( 1 ) به زردشتيان گويند و ضمنا سودى اين مصرع را چنين گفته است : صفاى آينهء پاك دينان بين ( 2 ) منسوب به « انس » يعنى بشر يا انسان و آدم . ( 3 ) در بعضى نسخ « كار » بجاى « نكته » آمده است ( 4 ) رود بمعنى فرزند و پسر نيز آمده بمعنى نهر آب و آلت موسيقى نيز هست ( 5 ) در بعضى نسخ بجاى عاقل ، غافل آمده ولى متن بهتر است ( 6 ) در بعضى نسخ اين بيت چنين مىباشد : من نگويم كه قدح گير و لب ساغر بوس * بشنو ار زانكه بگويد دگرى بهتر ازين